دیشب دایی سعید زنگ  زده بود و کلی با شایان صحبت کرد و می گفت که باران بزرگ شده و خانم شده در همین حین شایان صدای گریه باران رو شنید و گفت دایی اگه باران بزرگ شده چرا گریه می کنه؟ و دایی هم توضیح داد که اونقدرها هم بزرگ نشده فقط دو ماهشه.

البته دایی سعید می گفت چند باری به وبلاگ شایان سر زده و عکس هاش رو دیده و شایان هم خیلی خوشحال شد.

این پنجشنبه برای باران تو همدان مراسم گرفتند تو یه سالن دعوتیم به صرف ناهار و شایان خیلی خوشحاله که میخواد بره خونه مادر بزرگش و باران رو هم ببینه.

/ 2 نظر / 10 بازدید
مامان شایان

سلام. ایشالله خوش بگذره. روی گل شایان رو ببوس[لبخند]

سمانه مامان امیرحسین

مامان شایان جون به جای ما حتما باران رو ببوس