دنیا ی من بخند تا دنیا به روت بخنده

صبح با شایان عزیزم سمت اداره که می آمدیم صحبت می کردیم .ناراحت بود از اینکه از خونه می ره بیرون .من هم خوبی های زندگیش را براش می شمردم .چه بابای خوبی داری ،چه اسباب بازی هایی و...ومقایسه می کردم با دیگران که شایان عزیزم حرفی تکان دهنده به من گفت :

بجاش من همه اینها را دارم اما اونا توخانه هستن و من می رم مهد کودک .من کلی مزایای مهد اونهم مهد سازمان را گفتم . ولی گلم همچنان دلگیر رفت .

مامان

/ 0 نظر / 7 بازدید