سفر - دوشنبه سیزدهم شهریور - مامان

ساعت ۸صبح را افتادیم اول باید جاده ورامین راپیدا می کردیم که از شهر خارج می شدیم بعد هم جاده ای بسیار خسته کننده .یادم نیست کدام شهر بود اما حاشیه شهر الاچیقهایی بود که شهرداری زحمت کشیده بود .برای استراحت در ست کرده بود شیک ومجلل می دونید که ...با یه صبحانه کامل( نان وپنیرو تخم مرغ  چای وهندوانه )میل کردیم بابا جون هم باصلیغه پتو مسافرتی یه طرف آلاچیق انداخت آفتاب اذیتمون نکنه .شایان هم مثله همیشه  شیطونی می کرد .

دوباره  ادامه همون جاده وای......

برای ناهار جایی استراحت گاهه بسیار تمیز میدونید که توراه بود وایسادیم وغذای خوشمزه ای(مرغ تاحدودی شکم پر) که دیشب آماده کرده بودم را میل کردیم .بعداز کمی استراحت راه افتادیم اینجامن چند ساعتی رانندگی کردم وفردین و شایان استراحت کردن تا یک پمپ بنزین توجاده شاهرود فکر کنم بود .

وای واقعا گرم ویکنواخت بود بادکولر هم جواب نمی داد.البته یکنواختی جاده احساسه کلافگی میداد.

لحظه به لحظه نقشه را نگاه می کردیم خلاصه حدود هفت با خستگی زیاد نیشابور بودیم .

/ 0 نظر / 4 بازدید