تیر اول به سنگ خورد - نوشته شده در روز چهارشنبه 15 شهریور 91

رشته های علمی کاربردی اصلا برام مناسب نبود  بنابراین ادامه تحصیل در مقطع فعلی منتفی شد و باید برای مراحل بعدی منتظر باشم شاید راه تازه ای رو باید در پیش بگیرم .

مسعود خان هم اومده و شدیدا دنبال کار میگرده اما اوضاع اونهم خوب نیست و این در حالیه که با شرایطی که اون داره دنبال یک شغل ایده آله البته احتمالش هست که در اینده ای نزدیک موفق بشه و از این وضعیت در بیاد.

امروز دوباره شایان رو میبریم لاس اسکیت تو باشگاه انقلاب ؛ دفعه قبل موقع ورود کلی دردسر داشتیم , مسئول ورودی کارت سازمان ما رو قبول نداشت و میگفت باید با حراست هماهنگ کنیم و چیزی نمونده بود که  کار بالا بگیره. خلاصه از در جنوب مجموعه برگشتیم و از در شمال - نمایشگاه - وارد شدیم و مجبور شدیم برابی بردن شایان به کلاس 3 تا بلیط بخریم و کلی هزینه کنیم البته بلیط فروش کمی حال داد و گفت یکی کمتر بخرید!

امروز دوباره باید شایان رو ببریم کلاس اسکیت و جلسات آخرش رو طی میکنه راستی دوشنبه آخر کلاس بدجوری زمین خورد و دماغش خون اومد و بخاطر اتفاقات قبلی تصمیم گرفتیم براش یه خروس بکشیم.

/ 0 نظر / 6 بازدید