روز های خوش!!

جمعه هشتم مهر

الان که این مطلب رو می نویسم در اداره هستم و مشغول بازی شطرنج آنلاین هستم حریفم حسابی درهم کوبیده شده و داره تسلیم میشه امشب تا اینجا ۳ تا بازی بردم یکی هم بخاطر کارم باختم البته خیلی جلو بودم اما زمانم تموم شد.

 

امروز به ما خیلی خوش گذشت چون با مامانی وشایان رفتیم و کلی خرید کردیم و حال کردیم مخصوصا من یک کفش ۶۸ هزار تومنی رو از یه مغازه ۲۵ هزار تومن خریدم چون تک سایز شده بود. و خیلی چیزهای دیگه ...

محمود ( دایی شایان ) هم از صبح رفت سر برنامه و شب هم رفت کرج. خوشبختانه بنظر میاد کار وبارش خوب شده و امیدوارم که موفق بشه و حقوق خوبی هم بگیره.

شایان هم که این روزها خیلی حال میکنه هرچند من امروز خیلی بد دعواش کردم و از این بابت خیلی ناراحتم و میدونم که این نوع برخورد اصلا خوب نیست اما طفلک خیلی شیطونه !

منهم رو کارهای تدوین و ... کار میکنم و فکر میکنم پیشرفت خوبی داشته باشم. شاید تا چند ماه دیگه کلی اتفاقات خوب برامون بیفته . هرچند هنوز وضعیت شغلی مامان خانم مشخص نشده و کمی نگران اما احساس میکنم  قرار همه چیز روبراه شه .

حالا تو این گیر ودار ما داریم خونه رو هم نوسازی میکنم وقرار این کارها رو آقای نیرومند که خونه رو ازش خریدیم برامون انجام بده چون تو کار بساز وبفروش و نوسازی املاک قدیمی فکر میکنم که برامون ارزونتر در بیاد.

ولی بطور کلی این روزها من احساس خیلی بهتری دارم و فقط نگران وضعیت شغلی مامان خانومم که اونهم ردیف میشه.

/ 0 نظر / 7 بازدید