پسرکوچولو

  

پسر بچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست .

پیشخدمت یک  لیوان آب برایش آورد . پسر بچه پرسید : یک بستنی میوه ای چند است . پیشخدمت پاسخ داد : ۵۰ سنت .پسر بچه دستش را در جیبش برد و  شروع به شمردن کرد.

بعد پرسید:یک بستنی ساده چند است ؟ در همین حال ، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند و پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: ۳۵ سنت.

پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت: لطفأ یک بستنی ساده؟ پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت .

پسرک نیز پس از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت.وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید شوکه شد. 

آنجا در کنار ظرف خالی بستنی، ۲ سکه ۵ سنتی و ۵ سکه ۱ سنت گذاشته شده بود . برای انعام پیشخدمتچشم

/ 3 نظر / 2 بازدید
Aria Lonely

گاهی آدم های کوچیک چقدر دلهای بزرگی دارند

geziii

آخی خیلی قشنگ بود[گل]